گفت «امید برام نوستالژی خاصی داره» و من تازه فهمیدم که چرا کمی قبل که آهنگ امید پخش میشد حال عجیبی داشتم. برای من، صدای امید و معین، مترادف دوازده تا چهاردهسالگیست. هممعنی پل میرداماد و پسکوچههای ظفر. هممعنی شبهایی که شیشه عقب را پایین میدادم و چشمهایم را میبستم و خیالاتم را به هم میبافتم و میبافتم. خیالات سواری با اسب سفید، که برایم بخواند منم عاشق ناز تو کشیدن.. که در عروسیمان با آهنگ امید برقصیم. دیشب، دوازدهساله بودم.