نمیدانم چرا لحظهای که چشمانم پر اشک شد بلاگفا را باز کردم. شاید بخاطر این باشد که از ۸۵درصد اطرافیانم بیزارم یا در بهترین حالت، نسبت بهشان بیتفاوتم. از دورتر، بسیار برونگرا و زودصمیمیشوندهام. از جایی که خودم ایستادهام، not that much.
طبق استانداردهای اکثریت، میزان به اشتراکگذاشتن رازها تعیینکننده درجه صمیمیت است؛ برای من اما، شریکشدن غمهاست که به حساب میآید. شاید این رویه خودخواهانه باشد اما غمها، درونیترین احساسات مناند؛ خصوصیتر از رازها.
حالا، غمگینم. غمگینم و از مادر پنهان میکنم؛ غمگینم و از تو پنهان میکنم. از خودم پنهان میکنم.
آنقدر پنهان میکنم تا شاید فراموش کنم. شاید روزی از خواب بیدار شوم و شادی درمانگری، تنها حسی باشد که قلبم را پر میکند.
برچسب:
نویسنده: نگار خلیلی
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 23:09