گریه نمیدهد امان.
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:24
آمدم کشوی تخت را بکشم و کفش هایم را درونش بچپانم که زدم زیر گریه. دوزانو نشستم کف زمین و یک دست به دستگیرهی کشو، و یک دست به لبهی تخت گریستم. ساعت یک صبح که باشد آدم با هیچکس رودربایستی ندارد. با خودش هم. ساعت یک صبح خوشخیالیهای عبثمان شفافتر میشوند؛ و دردناکتر. ساعت یک صبح، نهگفتنِ مامان به سفر کاش...
نظر به اینکه بلاگفا دیگر گندش را در آوردهاست،
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:24
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...
ایستگاه قلهک
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:24
باعجله خداحافظی میکنم و خودم را به زور درون واگن بانوان جا میدهم. دربهای قطار که بسته میشود، به خودم میآیم و میبینم که درونم حبابهای صورتی کوچک و متعددی روشن شدهاند. دیروز در صحبت با دوستی بود که «روشنشدن» را برای حباب استفاده کردم و دیدم چندان هم بی ربط به نظر نمیآید. حبابهای صورتی شناور که درون هر...
عید دیدنی
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:24
کسی که اولین بار خط چشم ضد آب را اختراع کرد، مسلما هدفی جز استفاده از لوازم آرایش در استخر را در سر داشتهاست. مهمترین کارکرد یک خط چشم خوب این است که راز زنان اشکآلود را برملا نسازد.به خودم آمدم و دیدم که باید از این باتلاقی که به هر طریقی شده سعی در گرفتار کردنم دارد فرار کنم. از جا بلند شدم و روی ...
کشمش ارگانیک
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:24
کف بالکن آشپزخانه، چیزی قریب به پانصد دانهی انگور ریخته بود. مامان پریشب در اقدامی ناگهانی تصمیم گرفته بود دور تا دور بالکن طناب بکشد و کشمش بسازد. انگورها در هنگام سقوط، افتادهبودند روی گلدان و گلدان را برعکس کرده بودند. هنگام به اجرا گذاشتنِ تلاشهای اولیهام برای جمع و جور کردنش با جاروی ارتوپدی، ح...